سخنی از جبهه برایتان بگویم...
قسمتی از وصیت نامه "شهید حسین ایرلو"
تهران - حیات...سخنی
از جبهه برایتان بگویم، در جبهه حرف از نماز است، و عبادات و راز و نیازهای در دل
شب، آری اینجا نیمه شبها اشک ریخته می شود، دردل شب، راز و نیازها انجام می پذیرد،
اینجا آدمهایی که سعادت و لیاقت دارند، حضرت مهدی (عج) را زیارت می کنند، حسین (ع)
را زیارت می کنند، در اینجا عاشقان حتی به عشق دیدن گنبد و بارگاه حسین (ع) به
خواب می روند.
...برادرانم! در پشت جبهه ها هشیار باشید، برادران به هیأت عزاداری اباعبدالله
الحسین (ع) توجه داشته باشید، آنان که تا نیمه شب به عشق معشوقشان به راز و نیاز و
سینه زنی مشغولند، مبادا یک لحظه شیطان بر شما مسلط شود، و خدای ناکرده برای اهداف
پوچ دنیوی (خودخواهی، ریاکاری، رقابت، . ...) عزاداری کنید، و آن اهداف مقدس اخروی
فراموشتان نشود.
مادرم! در لحظه وداع ...فراموشت نمی کنم، آن لحظه تنها تو نبودی،
در آن هنگام فاطمه زهرا (س) نظاره گر وداع من با تو بوده است....برخودت افتخار کن،
که همچون مادران صدر اسلام جوانت را به آن زحمات پرورانیدی و در راه اسلام، به پیشگاه
خداوند تقدیم داشتی.